میدانیم که میهمانی عزیز در راه است و خود را سخت در انتظار آمدنش غرق میکنیم و گاه کودکانه و گاه یادمان میرود که زمستان دلمان در انتظار بهاری سبز است و غافل از وعده ی دیدار آن میهمان مبارک ، سرگرم بازیچه های دنیوی میشویم و رنگ و وارگ دنیا از یادمان میبرد که آسمان در انتظار خورشید است . اما وعده خدا درباره مهدی موعود " عج " حق است و انتظارش واجب . جویبار معنویت است که در کوچه کوچه های رگ های وجودمان جاری میشود.
انتظار فرج خود گشایشی سبز است . انتظار ، گشودن دریچه ای است رو به آسمان و استشمام عطر امید .
انتظار ، چشم دوختن به انتهای جاده هدایت است و آنکه چشم به انتهای جاده بدوزد راه گم نخواهد کرد و محبوبترین کار نزد خداهمین انتظار است . همین خانه روبی دل .همین برقراری و عاشقی لحظه به لحظه . همین حزن که جواز عبور از صراط است و محبوبترین اعمال نزد خداست.
برای آنان که چشم بصیرت دارند و تاریکی و غفلت و جهالت روز را به چشم دل میبینند ، انتظار صبح و طلوع خورشید حتمی ست . برای آنان آمادگی برای ظهور موعود یک باید نیست . یک نیاز است . نیازی برتر از تشنگی روح ، عطش جان ، درماندگی درون.
خدایا ، مهربانا ، لطیفا ، شهادت میدهم که مولایم ، آقایم ، امام عصر حجت توست و شهادت میدهم با تمام وجود که بازگشت او بی تردید حق است .
من لحظه به لحظه به آمدن او گواهی میدهم و دم به دم مقدمش را انتظار میکشم . خدای من به این انتظار و باور رستگارم ای مهربانترین
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 19:10  توسط علی
|

بي تو... غروب جمعهها دلگير است.
همه لبخندها بوي تو را ميدهند
همه نگاهها غريبند وهيچ چيز همسفر خوبي براي روزهاي بيتو بودن نيست
+ نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت 20:0  توسط علی
|
شايد آن روز كه سهراب نوشت: ‹‹تا شقايق هست زندگي بايد كرد››
خبر از دل پردرد گل ياس نداشت،
بايد اين طور نوشت:
هر گلي هم باشي، چه شقايق، چه گل پيچك و ياس،
تا نيايد مهدي‹‹عج››، زندگي دشوار است.
+ نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت 9:8  توسط علی
|

مردم ديده به هر سو نگرانند هنوز
چشم در راه تو صاحبنظرانند هنوز
لالهها، شعلهكش از سينه داغند به دشت
در غمت، همدم آتش جگرانند هنوز
از سراپرده غيبت، خبري باز فرست
كه خبريافتگان، بيخبرانند هنوز
رهروان، در سفر باديه حيران تواند
با تو آن عهد كه بستند، برآنند هنوز
ذرهها در طلب طلعت رويت با مهر
همعنان تاخته چون نوسفرانند هنوز
طاقت از دست شد اي مردمك ديده! دمي
پرده بگشاي كه مردم نگرانند هنوز
* مشفق كاشاني *
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 20:12  توسط علی
|

میلاد کوکب نور آن عدالت گستره و آن وارث انبیاء و اولیا مبارک باد
سحر از دامن نرجس ، برآمد نوگلى زيبا *** گلى كز بوى دلجويش ، جهان پير شد برنا
زهى سروى كه الطافش ، فكنده سايه بر عالم *** زهى صبحى كه انفاسش ، دميده روح در اعضا
به صبح نيمه شعبان تجلّى كرد خورشيدى *** سپيده دم ز درياى كرم برخواست امواجى
چه مولودى كه همتايش نديده ديده گردون *** چه فرزندى كه مانندش ، نزاده مادر دنيا
به صولت تالى حيدر، به صورت شبه پيغمبر *** به سيرت مظهر داور، ولىّ والى والا
قدم در عرصه عالم ، نهاده پاك فرزندش *** كه چِشم آفرينش شد، ز نورش روشن و بينا
چو گيرد پرچم (انّا فتحنا)، در كف قدرت *** لواى نصرت افرازد، بر اين نُه گنبد خضراء
شها چشم انتظاران را، ز هجران جان به لب آمد *** بتاب اى كوكب رحمت ، بر افكن پرده از سيما
تو گر عارض بر افروزى ، جهان شود روشن *** تو گر قامت برافرازى ، قيامت ها شود برپا
تو گر لشگر برانگيزى ، سپاه كفر بُگريزد *** تو گر از جاى برخيزى ، نشيند فتنه و غوغا
بيا اى كشتى رحمت ، كه دريا گشت طوفانى *** چو كشتيبان توئى ، ما را چه غم از جنبش دريا
خوش آن روزى كه برخيزد، ز كعبه بانگ جاء الحقّ
خوش آن روزى كه برگيرد، حجاب از چهره زيبا
اشعار از شاعر محترم : مرحوم دكتر قاسم رسا (ره )
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 20:34  توسط علی
|

سلام بر مهدی! آخرین ذخیره خدا بر روی زمین! و لعنت خدا بر همه دشمنانش!
مولا جان!
دیگر بس است، این درد طاقت سوز هجران.
جانا! تا به کی در پشت پنجره انتظار، رؤیای آمدنت را به نظاره بنشینیم؟
ای در کنج زندان غیبت همچنان محبوس!
و ای گناه ما، میله های زندان تو!
هزار و اندیست که چشم به راهان قدومت، بر لب فغان دارند و بر جگر خراش.
هزار و اندیست که دلهای منتظران، در تمنای وصالت، در جان آه می پرورند ودر سینه داغ.
عمری است که در کوچه سار انتظار سرگردان وحیرانیم.
تو را چه می شود، اگرشب سرد و فسرده فراقمان را به صبح دل انگیز وصالت آذین بندی؟
چگونه است، که این همه طلب و تمنا گره از کارفرو بسته ما نمی گشاید؟ بگو چه چاره کنیم؟
آیا نه وقت آن رسیده که نقاب از چهره برگیری و بازار حسن فروشان جهان را به یکباره رونق ببری؟!
آری!
... اینک همسفر با قافله منتظران، دست انابت به امید اجابت به درگاه حق "جل و علا" برمی داریم و خدای را به تضرع و زاری می خوانیم که:
بار الها!
نسیم ظهور دولت حجتت را به لطف و کرمت بر ما بوزان!
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 20:0  توسط علی
|